تبلیغات
آخرالزمان شناسی - نینوا معبر انتظار
 
آخرالزمان شناسی
گذر از گذرگاه فتنه های آخرالزمان با بصیرت و آگاهی، با توکل به الله و تحت امر ولایت
درباره وبلاگ


مدتی است بیابانگرد صحرای توام. مولا دیگر بس است این همه سرگردانی در کویر تقدیر، انتظار اندوه غروب پیر جمعه سال هاست که نجوای اللهم عجل لولیک الفرج را در کوهسار دلم می پیچاند، عطر نرگس یادتو در کوچه پس کوچه های دلم، دل می برد، دیگر بیا،بیا و میهمان سفره درویشانه ام در این میکده عشق باش.
روزی است اندر این شب نهفته است
مرغی است به سان کبک خفته است
خفتگی بس همگی گوش دهید
این اذان از دل بیدار شکفته است
(شعر از خودم)

مدیر وبلاگ : تنها313
نویسندگان
برای رسیدن به ظهور مهدی موعود، باید از گذرگاه كربلا عبور كنیم. زیارت عاشورا نیز در واقع، تحلیلی برای معبر بودن نینوا برای انتظار است. درس‏ها و پیام‏های عاشورا، چراغ‏های فرا راه شیعیان است تا با دیدی روشن و بصیرتی افزون، منتظر ظهور باشند و آماده قیام و مبارزه شوند.

 

((فرهنگ عاشورا))، پیوندی عمیق و ارتباطی ناگسستنی با ((فرهنگ انتظار)) دارد. واقعه عاشورا، زمینه‏ساز و مقدمه ظهور امام عصر (عج) است و معارف و حكمت‏های جاودان آن، در ((ظهور مهدی موعود)) متجّلی است. با بررسی و دقّت، در حدیث قدسی ((زیارت عاشورا)) و ((زیارات مربوط به امام زمان (عج)، در می‏یابیم كه ((نینوا))، معبر ((انتظاراست)) ؛ یعنی، برای رسیدن به ظهور مهدی موعود، باید از گذرگاه كربلا عبور كنیم. زیارت عاشورا نیز در واقع، تحلیلی برای معبر بودن نینوا برای انتظار است. درس‏ها و پیام‏های عاشورا، چراغ‏های فرا راه شیعیان است تا با دیدی روشن و بصیرتی افزون، منتظر ((ظهور)) باشند و آماده قیام و مبارزه شوند. ((السلام علیك یا ثار الله و ابن ثاره و الوتر اثوتور؛(1)سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خونش، وای تنهای رها شده))
حسین(ع)، خون خدا است كه در ((عاشورا)) به جوشش در آمد و به شریان تاریخ انسان و اسلام، حركت و حیات بخشید. این خون خدا از دشت گلگون نینوا، قلب‏های مؤمنان و عاشقان را به تپش درآورد و چنان آتش و شرری به جان‏ها زد كه هرگز سردی و خاموشی نخواهد داشت: ((انّ لقتل اگ‏سغ حرارة ص قلوب اثؤمنغ لاتقَد ابداً))(2). این رود جاری خون خدا، از آن دشت خونبار، برای همیشه قلب تاریخ را سیراب، زنده و متحرك خواهد ساخت و هرگز نخواهد گذاشت جهل و نادانی‏ها - هر چند مدرن - و حیرت در ضلالت و گمراهی، بندگان خدا را نابود سازد؛ بلكه سرور شهیدان تاریخ، جان خویش را در راه خدا بذل و بخشش كرد؛ تا بندگان او را از تمامی جهالت‏ها و سرگردانی‏ها رهایی بخشد: ((و بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من اكهالة و حفة الضلالة))(3). و این شور آفرینیِ آن اسوه عشق و آزادگی، هیچ خاموشی ندارد و این حرارت حسینی، سرد یا منحرف نمی‏شود. دشمنان او، بارگاه نورانی‏اش را تخریب كردند و قبر مطهرش را به آب بستند؛ زائرانش را شهید كردند و دست و پای آنان را بریدند ... ولی نتوانستند این ((گرمی و عشق)) و ((شور و شعور)) را از بین ببرند.
این شعله عشق و مشعل رهنمای تاریخ، جریان خود را در نهضت‏ها و انقلاب‏های دینی - به خصوص در انقلاب اسلامی ایران به خوبی نشان داده است و می‏رود تا حسینیان با فریادهای ((این الطالب بدم اثقتول بكربلا)) ندای امام حسین(ع) را پاسخ دهند و به جهانیان بنمایانند كه دیگر سیدالشهدا(ع) تنها نیست.
((سلام بر تو و بر ارواحی كه به آستان تو فرود آمده، و با تو دفن شدند؛ سلام و درود خدا از جانب من بر همه شما باد؛ سلامی پیوسته و همیشه تا زمانی كه باقی هستم و تا زمانی كه شب و روز باقی است. سلامی به فراخنای هستی و پهنای تاریخ)).
این ((سلام))، زبان ((گویا و ترجمان)) همان حرارتی است كه در دل‏ها افكنده‏ای و آتشی است كه از عمق وجودمان شعله می‏كشد.
سلام ما، معرفت به جایگاه والا و رفیع شما و محبتی سرشار از عشق به شما است و فریاد معرفت و محبت به شما است كه ((اسوه همه پاكی‏ها و خیرها)) هستید. سلام ما زمزمه ((شناخت و عشق)) از حجت خدا و تسلیم بودن به آستان شما است. سلام ما بر شما، اسلام و مسلمانی ما است كه نمایانگر سه حیطه ((شناخت))، ((عشق)) و ((اطاعت)) است و این معرفت ما شیفتگان به پاكان هستی است.
ما معرفتی به ساحت مقدس شما یافته‏ایم و فهمیده‏ایم كه خداوند شما را پاك آفریده و از تمامی پلیدی‏ها آراسته كرده است. اصل و اول و آخر تمامی خیر و خوبی، شمایید و این معرفت ما، ماندگار است، چون شما ماندگارید و زبان گویای معرفت ما به شما (سلام) نیز ماندگار و جاودانه باد. ((و ما بقیت و بط اللیل و الش‏ار)). ای كسی كه پیامبر خدا، ((اباعبدالله)) را بر قامتت صلا زد؛ زیرا تو پدر عبودیت هستی و در سایه پدری و ولایت و رهبری تو، می‏توان به آستان عبودیت حقّ ره یافت. تو تاریخ بشر را كه می‏رفت در جهالت مدرن و سرگردانی و گمراهی غوطه ور شود، نجات دادی؛ ولی این رهایی بشر و هدایت تاریخ، به بهایی بسیار گران تمام شد. ((عزا و ماتم بزرگ))؛ و ((مصیبت سترگ))، بر ما و تمامی اهل اسلام چیره گشت و آسمان‏ها و تمامی ساكنان آنها را فرا گرفت و سیه پوش ساخت، برسند دین به جز حب و بغض چیز دیگری نیست زیرا نمی‏توان فطرت پاك انسان‏ها را از پاكی‏ها جدا كرد و نمی‏توان به زشتی‏ها و پلیدی‏ها، دلبند و مهربان ساخت. آن‏جا كه سخن از ((پاكی‏ها)) است، كبوتر ((سلام)) بال می‏گشاید و آن‏جا كه سخن از ((پلیدی‏ها)) است، آتش لعن شعله می‏كشد. اینها، اموری طبیعی و فطری است و تعارف بر نمی‏تابد. هیچ كس با قاتل پدرش، نرد عشق نمی‏بازد و با كشنده پدر عبودیت و كشتی نجات بشر، سرآشتی ندارد. از این رو ((سلام)) ترجمان تولی و ((لعن)) زبان تبرّی است. ایمان دو رو دارد: ((تولّی و تبرّی و ((حبّ و بغض)). داستان لعن، ریشه در دشمن‏شناسی شیعه دارد و در نگاه آنان، دشمنان به لحاظ جامعه شناختی و روان شناختی، جایگاه و اقسام خاص خود را می‏یابند.
مؤسسان ظلم و جور، از آن‏جایی كه به جهت حقد، حسد و... تحمل پاكی‏ها را نداشتند، با طرّاری سیر حقّ را به طور مداوم رصد كرده، در كمین نشستند؛ تا آن‏كه در فرصت تاریخی، نقشه شوم و پلید خود را به تصویر كشیدند. آنان با رسول پاكی‏ها در بالین و بستر بیماری آن كردند كه تنها آنان می‏توانستند آموزه‏های شیطانی را این‏گونه طراحی و طرّاری نمایند و نفس و جان رسول خدا را خانه نشین كنند.
((مؤسسان ظلم و جور))، با شگرد و شیوه شیطانی خود، وارد میدان شدند و با همراهی یك جریان پلید، پاكان را از ((مقام)) بلند خود ((دفع)) كردند؛ یعنی، اول جایگاه و مقام آنها را نشانه رفتند و تضعیف نمودند. در آن برهه، نقل احادیث نبوی ممنوع شد و اگر كسی اقدام به نشر احادیث می‏كرد، با ضرب و شتم و تبعید و قتل مواجه می‏شد. آنان در ظرف این مدت طولانی، روایات جعلی فراوانی را در مدح دشمنان اهل بیت(ع) منتشر كردند. هدفت آنان این بود كه ((مقام)) امام علی (ع) را تنزل دهند و شخصیت حقیقی و حقوقی آن حضرت را ترور كنند و در مقابل، تمامی مناقب و ویژگی‏هایی را كه پیامبر اكرم(ص) برای امیر مؤمنان(ع) بیان فرموده بوده مشابه سازی كردند و برای اشخاص مورد نظر و دشمنان خاندان عصمت و طهارت نقل و منتشر نمودند، حتی وضع به گونه‏ای بود كه آن افراد را، هم تراز و گاهی بالاتر از پیامبر(ص) مطرح می‏كردند.
با این راهبرد و شگرد، در صدد آن بودند كه ((مقام)) و منزلت این پاكان هستی را خدشه دار كنند و تنّزل دهند. وقتی از حیث شخصیتی ایشان را تخریب كردند، دیگر زمینه برای قتل و شهادت آنان سهل و آسان می‏نمود. وضع به گونه‏ای گشت كه حضرت علی(ع) را در محراب شهید كردند و مردم با شگفتی می‏پرسیدند: علی در محراب چه می‏كرد؟ مگر او اهل نماز بود؟ این جریان تا زمان امام حسین(ع) بسیار شدید ادامه داشت تا آن‏كه جهالت مدرن، در جهان اسلامی سایه گسترد.
راهبرد و استراتژی دشمن آن بود كه ((پاكان)) و ((خاندان طهارت)) را، از مقامشان دفع كنند و ((مراتب)) و رتبه‏های بلندی را كه خداوند، برای آنان مقرر فرموده بود، از بین ببرند: ((و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم الط رتبكم الله فشا)). در این بستر سازی‏ها و در فاصله كوتاهی پس از رحلت نبی‏اكرم، جاهلیت مدرن تحت لوای اسلام و به نام اسلام، ((اركان دین)) را به شهادت رساندند. دست پلید آنان تا مرفق به خون خدا آغشته گشت:
گروه دیگر از دشمنان در نگاه شیعه ((ممهّدین و زمینه سازان قدرت)) ظلم و جور علیه اهل بیت می‏باشند. آنان  عده‏ای از خواص جامعه بودند كه به جهت جیفه پست دنیا، از پاكان فاصله گرفتند و با ((مؤسسان ظلم و جور)) كنار آمدند. این خواص آن زمان، با استفاده از وجاهت و سابقه خود، به تسلط شیطان یاری رساندند و زمینه سازان و مقّدمه‏چینان تمّكن و قدرت دشمنان برای قتل اولیای خدا شدند: ((و لعن الله اثمهدین اًم بالكغ من قتالكم)).
من پس از درك این همه درد و رنج خوبان و پاكان، نمی‏توانم بی تفاوت باشم؛ از این رو فریاد برائت بر می‏كشم و به خداوند و به شما پاكان اعلام می‏دارم كه من از آنان (مؤسسان و ممّهدان) بیزارم و آماده جنگ با آنها هستم. من سر آنان را به سنگ خواهم كوفت و در این راه، از جان و مال خود مایه خواهم گذاشت. من از ((اشیاع))، ((اتباع)) و ((اولیای)) آنها هم بیزارم و با آنان سر جنگ دارم. گروه دیگر از دشمنان،همین سه دسته یاد شده‏اند. دشمنان پاكان، گروه مؤسسین داشتند كه با راهبرد ((دفع مقام))و ((ازاله مراتب))، دشمنی خودرا كلید زده بودند و جاده صاف كنان و زمینه سازانی داشتند كه ((ظلم و جور)) مؤسسان را مقدمه چینی و فرهنگ سازی می‏كردند و نظریه‏پرداز آنان بودند. گروه آخر، شامل سه جریان اشیاع، اتباع و اولیای آنها بود.
اینها بدنه مردمی را تشكیل می‏دادند كه ((اشیاع))، مقربین به مركز ظلم و جور؛ ((اتباع))، نیروهای اشیاع و دست پرورده آنان؛ و ((اولیاء))، بدنه پایین و توده تأثیرپذیر از فرهنگ شرك و كفر بود. من از تمامی آنها برائت و بیزاری جسته، با آنان در جنگ می‏باشم. بی‏تفاوت نیستم؛ زیرا قلب من حرارتی از خون خدا، در خود دارد كه غیرت و آزادگی را در رگ‏هایم جاری می‏كند و این گونه است كه ((فرهنگ عاشورا)) شكل و جریان می‏یابد و عاشورائیان را به صحنه می‏آورد.
آنان فریاد بر می‏كشند: ((یا اباعبدالله اص سلم ثن ساثكم و حرب ثن حاربكم اض یوم القیامة؛(4) ای پدر بندگی و عبودیت! همانا من در صلح هستم، با كسی‏كه شما با او در صلح هستید و در جنگ هستم، با آن كه شما در جنگ با او هستید و این راهبردی است همیشگی و تا قیامت یك جریان ایستا و محدود نمی‏باشد)). تا زنده هستم، با این استراتژی زیست می‏كنم و آن را به فرزندان خود و دیگران، می‏آموزم و توصیه می‏كنم؛ زیرا من وظیفه دارم در مدار حقّ باشم و حقّ را به دیگران سفارش كنم و به آنان بگویم همواره باید در مسیر حفظ این حقّ، صبر پیشه كنند: ((تواصوا باگ‏ق و تواصوا بالصق))(5). تا زنده هستیم و تا قیامت، این معرفت، محبت و اطاعت همراه ما بوده و در برزخ و قیامت، شاهدی بر حقانیت ما خواهد بود.
بر اساس ((فرهنگ عاشورا))، این راهبرد را دست مایه عملی خود ساخته‏ام و ((عنصرشناسی)) را در ادامه دشمن‏شناسی خود، پی جویی می‏كنم و نفرت و لعن خویش را اظهار می‏سازم: ((و لعن الله آل زیاد و آل مروان و لعن الله بظ امّیه قاطبة و لعن الله ابن مرجانة و لعن الله عمر بن سعد و لعن الله ح‏راً و لعن الله امة ای‏جت و اكمت و تنّقبت لقتالك)).
جای جای هر یك از عناصر را در تحلیل دشمن‏شناسی خود، به خوبی برآورد می‏كنم و وزن و جایگاه آنان را در ضربه زدن و دشمنی نمودن ارزیابی می‏كنم تا برائت و بیزاری‏هایم، مؤثر باشد و راه را برای حقّ باز نمایم. من باید یار و یاور ولّی خدا باشم كه شرط آن هوشیاری است.
پدر و مادرم فدایت یا حسین! چه عظیم و بزرگ است مصیبت‏های شما بر من و این درد بر من بسیار سنگینی می‏كند. ناله‏ای جان سوز و بلند دارم و از خدایی كه مقام بلند شما را گرامی داشت و مرا هم به واسطه شما كرامت فرمود، درخواست می‏كنم كه: ((ان یرزقظ طلب ثارك مع امام منصور من اهل بیت تمد(ص)؛ روزی من گرداند خون‏خواهی و انتقام‏گیری از خون تو را با امام پیروز و یاری شده از اهل بیت حضرت محمد)).(ص) و تا زمانی كه این انتقام محقق نشود، سنگینی مصیبت‏های تو، مرا بی‏تاب و بی قرار خواهد كرد. امام حسین(ع) با هدایت و رهبری ویژه خود حركت تاریخ را عوض كرده، آن را از مرگ همیشگی نجات داد و بشریت را از هلاكت حتمی رهایی بخشید. كاروان هدایت تاریخ، در جهت نتیجه بخشی و به هدف رسیدن در حال حركت است؛ اما در این حركت و جریان، هنوز سختی و تلخی مصائب حسین(ع) را در جان و ذائقه خود احساس می‏كنیم و تا بر آمدن شكوفه ((فرج))، ((مرارت انتظار)) را تحمل می‏نماییم.
امام صادق(ع) فرمود: ((ان لصاحب هذا الامر غیبة اثتمسك فشا بدینه كاگ‏ارط لشوك القتاد بیده(6)؛ برای صاحب این امر (قائم آل محمد) غیبتی خواهد بود كه متمسك به دین او كارش به قدری دشوار است كه همانند آن ماند كه بخواهد چوب خاردار بسیار سخت را، با دستانش بكشد و صاف كند)).
در این قسمت از زیارت عاشورا و حدیث قدسی، به خوبی پیوند و گره خوردن ((فرهنگ عاشورا)) با ((فرهنگ انتظار)) را می‏بینیم، به طوری كه این مضمون در قسمت دیگر زیارت عاشورا، تكرار شده است؛ یعنی؛ در دو مورد از زیارت عاشورا این عبارت آمده است. در دعای ندبه هم می‏خوانیم: ((این الطالب بدم اثقتول بكربلاء)). به راستی راز و رمز این پیوند چه می‏تواند باشد؟ چرا در عیدهای فطر، قربان و...این همه سفارش به دعای ندبه و زیارت امام حسین(ع) شده است.
گویا بنا است، این دو فرهنگ پیوسته و به صورت همگام و همراه، زنده باشد و در لایه‏های ((اندیشه))، ((فرهنگ)) و ((عینیت)) عموم مردم، جلوه گری كند. ((وترَین موتورَین(7))) نیز هر دو با هم یاد شوند و یكی به عنوان پشتوانه فرهنگی و معبری برای آن دیگری باشد. پس می‏توان گفت كه: ((نینوا، معبر انتظار است)).
این حقیقتی است كه دشمنان هم به آن رسیده‏اند. آنها در مطالعات شیعه‏شناسی خود، اعلام داشته‏اند: شیعه با توجّه به ((پرچم سرخ عاشورای حسینی))، به عنوان پیشینه و عقبه فرهنگی خود و از طرف دیگر با ((چشم انداز پرچم سبز مهدوی))، از فرهنگی پویا و بالنده برخودار است. آنها برای مبارزه و تخریب این دو فرهنگ و شكستن این دو پرچم، برنامه‏های راهبردی به پا ساخته‏اند؛ از جمله فیلم‏هایی مخصوص برای تضعیف فرهنگ ساخته‏اند. دشمن دریافته است كه پیوندی خاص و راهبردی، بین فرهنگ انتظار و عاشورا وجود دارد و بر ما شیعیان است كه از این راز و پیوند، دریافت مناسب و به هنگام داشته باشیم و آن را به ((پیام و بیان)) مطلوب برسانیم. بر ما است كه بدانیم چرا در حدیث قدسی زد زیارت عاشورا ((از سیدالشهدا(ع): و در ((زیارات حضرت مهدی)) از امام عصر به عنوان ((وتر موتور)) (تنهای رها شده) یاد شده است. با دریافت درست از این مفاهیم، می‏توانیم ندای ((این الطالب بدم اثقتول بكربلا)) را در فضای جهان، به عنوان فرهنگ پویا مطرح نموده، فریاد كنیم و بنالیم كه: ((عزیز عطّ أن ابكیك و پ‏ذلك الوری؛ گران است بر من این كه برای تو گریه كنم و مردم تو را خوار و سبك بشمارند)).(8)
و با این و شعور و شعور است كه می‏خواهیم نصرت و یاری خود را برای ((مهدی تنها)) آماده ساخته و فریاد ((هل من ناصر)) حسین تنها مانده را پاسخ دهیم.
در حدیثی از عیسی الخّشاب آمده است : قال: قلت للحسغ بن عط: انت صاحب هذا الامر؟ قال (ع): لا، و لكن صاحب هذا الامر الطرید اللاید اثوتور بابیه اثكظّ بعمه یضع سیفه عط عاتقه جانیة اءك‏ر)).(9)
بعد از ذكر عبارت ((اَنْ یرزُقظ طلب ثارك مع امامٍ منصورٍ من اهل بیت تمد(ص)))، از خداوند چنین می‏خواهیم: خدایا! مرا در پیشگاه خودت به واسطه حسین(ع) در دنیا و آخرت آبرومند قرارده: ((اللهم اجعلظ عندك وجشاً باگ‏سغ(ع) ص الدنیا والآخرة)). اگر می‏خواهیم در پیشگاه خالق خویش آبرومند گردیم، راه آن، این است كه از ((باب الله)) به آستان ربوبی خداوند در آییم. این گونه می‏توان ((وجهه)) و آبرویی در بارگاه ایزدی به دست آورد. امام حسین(ع) ((باب الله)) است و می‏توان با آن در نزد خدا كسب وجهه نمود. از خداوند می‏خواهیم كه خون‏خواهی خون خدا را، ((رزق)) و روزی ما قرار دهد؛ رزقی كه به همراهی با امام منصور (مهدی) می‏باشد و این گونه می‏خواهیم در درگاه الهی وجیه و آبرومند باشیم.
كسانی كه نتوانسته‏اند در ركاب حسین(ع) جان ببازند و در نزد خدا وجیه گردند و آبرویی یابند؛ باید دعا كنند تا خداوند آنها را از این رزق و روزی را از آنها محروم نسازد و ((مرارت انتظار)) را به جان بخرند و به ((خیل منتظران)) بار یایند. آنان باید این سرود عشق را زمزمه جان خویش سازند كه: به حق حسین و آن كسی كه مقامش را كرامت بخشیدی و از كرامتش مرا هم بهره‏مند نمودی، مرای روزی كن تا در معیّت مهدی فاطمه، خونخواه ثارالله باشم و بدین وسیله آبرویی در درگاه الهی كسب كنم؛ چون حسین رمز ((وجاهت)) و كلید ((تقرّب الی الله)) است.
داستان انسان، داستان ((فوز و خوض)) و همچون سَرو سر به آسمان بركشیدن است و یا به زمین فرو رفتن. كسانی كه در عصر عاشورا، هستی خود را به موج عشق سپردند و مستانه به راه افتادند، میوه ((فوز)) را چیدند و رفتند و ماندگان در راه باید در ((خیل وصف منتظران))، به امامت و رهبری ((امام منتظر)) چشم بدوزند؛ تا آن امام هُمام از سفر باز آید و این در راه ماندگان ((فوز عظیم)) را به كاروان عاشورائیان برساند.
ما در حال ((انتظار)) به ذكر عشق آرام می‏یابیم و می‏نالیم: ((وفُزْد فوزاً عظآً، فیالیتظ كنتُ معكم فَافوزَ معكم))، ((یا لیتظ كنتُ معكم فافوز فوزاً عظآً)). شما رستگار شدید به رستگاری بزرگی؛ ای كاش ما هم با شما می‏بودیم و به همراه شما بدان نائل می‏آمدیم این امام عصر و پیروزمند با نصرت خدا است كه عقب ماندگانِ از كاروان ((فوز و فائزان)) را به مقصد می‏رساند، تا از ((باب الله)) سیدالشهدا(ع) كسب آبرو كنند. این جلوه‏ای از فلسفه خون‏خواهی ((ثارالله)) در ركاب فرزندش ((مهدی فاطمه)) است؛ زیرا ((خون خدا)) ریخته و به آن هتك حرمت شد. باید در هستی حریم ((خونِ خدا)) پاسداری می‏شد و بشود و تنها راه كسب ((وجهه و آبرو)) همین گرامی‏داشت و پاسداری از این ((حرم و حریم)) می‏باشد. كسانی كه می‏خواهند به خیل آبرومندان در آیند، باید دِل به دریای ((انتظار)) خون‏خواهی ثارالله بزنند؛ تا با خون‏خواهی او در ركاب مهدی موعود(عج) آبرومندِ بارگاه ایزدی گردند و به فوز و رستگاری نائل آیند.
از همین رو است كه: ((انتظار الفرج من اعظم الفرج؛(10) انتظار، فرج خود از بزرگ‏ترین فرج‏ها است)).
ای پدر بندگی و عبودیت (یا اباعبداللّه)! همانا من ((تقرّب)) می‏جویم به خدا و به رسولش و امیرالمؤمنین و  فاطمه و حسن و به تو ای حسین! به موالات و دوستی متقابل با تو  حسین و به وسیله برائت از دشمنان شما.
((یا اباعبدالله اصّ اتقرّب اض الله و اض رسوله و اض امفاثؤمنغ و اض فاطمة و اض اگ‏سن و الیك ج‏والاتك و بالقائة [ثّ‏ن قاتلك و... ]ثّ‏ن اسس...))
در این جا بحث از تقرّب است: تقرّب به خدا و تقرّب به معصومین(ع)؛ زیرا این نورهای مقدس، اسمای حسنای الهی‏اند. این تقرّب  ورودگاهی می‏خواهد كه آن پدر بندگی و عبودیت (اباعبدالله) و خون خدا است. حتی تقرّب به خود سالار شهیدان، از همین منظر خواهد بود، باید برای این تقرّب‏ها، از موالات امام حسین(ع) دستمایه گرفت و به وادی تقرّب راه یافت. سیدالشهداء(ع) كلید آبرومندی و وجیه شدن در درگاه الهی است؛ زیرا ثارالله است و ((حرم و حریم)) الهی است و حرمت دارد.
كلید ((فوز)) و رستگاری ، سر بر كشیدن بر آسمان عبودیّت و بندگی است.  باید با سعی تلاش، خود را به صف ((منتظران)) كاروان خون خواهان ((ثارالله)) برسانیم تا وجهه یافته ، به خیل متقرّبان به خدا و امام حسین(ع) بپیوندیم و این گونه از دیار ((نینوا))، معبری به كاروان خون خواهان حسینی بسازیم؛ چنان كه قرآن می‏فرماید: ((من اثؤمنغ رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه خ‏ش‏م من قك ببه و مش‏م من ینتظر و مابدّلوا تبدیلا))، در میان مؤمنان مردانی‏اند كه بر سر عهدی كه با خدا بستند صادقانه ایستاده‏اند؛ برخی پیمان خود را به آخر بردند [و در راه او شربت شهادت نوشیدند] و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند)).
عاشورائیان پیمان خود را به آخر بردند و مهدویان در ((معبر نینوا)) چَشم انتظارند و آن عهدی را كه با خدای خود بسته‏اند(پاسداری از ((حرم و حریم)) ثارالله و خون خدا) از یاد نبرده‏اند آنان همیشه با خود زمزمه می‏كنند و هر صبحگاه، با امام عصرِ خویش و یوسف گمشده فاطمه، تجدید عهد می‏نمایند و در ((انتظارِ)) فرج به سر می‏برند؛ تا در ركابش به خون خواهی ((حرم و حریم)) الهی و ((ثارالله)) برخیزند.
راز و رمزِ ((گره و پیوند)) این دو فرهنگ، این گونه عقده می‏گشاید و رُخ می‏نماید. منتظران عشق هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود راه نخواهند داد، همچنان كه مردان سترگ عصر عاشورا چنین بودند.
روایتی از امام باقر(ع) نقل شده كه در روز عاشورا این گونه به همدیگر تعزیت و تسلیت بگویید: ((اعظم الله اجورنا ج‏صابنا باگ‏سغ(ع) و جعلنا وایاكم من الطالبغ بثاره مع ولیّه الامام اثهدیّ من آل تمد(ع)؛(11) خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین(ع) بزرگ گرداند و ما و شما را از كسانی قرار دهد كه به همراه ولیّ او حضرت مهدی از آل محمد(ع)، طلب خون آن حضرت كرده و به خون خواهی او برخیزیم)).
این است كه مسأله خون خواهی ((ثارالله))، امری مهم و جدّی است و باید از این طریق در نزد خداوند كسب وجاهت و آبرو نموده، به درگاهش تقرّب جوییم و نزدیكی به درگاه امام حسین(ع) را نصیب خود سازیم. برای این خون خواهی و دستیابی به ثمراتش، به ((انتظار)) امام منصور و یاری شده از طرف خدا بمانیم.
آشكار است كه ((انتظار))، آداب و ادبیات لازم خود را می‏طلبد؛ از این رو باید در حوزه پیام و بیان به تبیین و تبویب آن همّت گماریم و حوزه‏های اندیشه، فرهنگ و عینیت جوامع شیعی و اسلامی را با عطرِ نجوای ((این الطالب بدم اثقتول بكربلا)) معطر سازیم و به هم پیوستگی این دو فرهنگ را روشن كنیم. در آویخته‏اند.
در سایه ((فرهنگ عاشورا))، دست مایه‏های غنی‏ای از جریان‏شناسی ((ظلم و جور)) به دست می‏آید از یك طرف با ((پاكان و پاكی‏ها)) و از طرف دیگر با ((تمامی پلیدی‏ها و ناپاكان)) مواجه هستیم در این صورت وجود ما، مالامال از دوستی و موالات نیكان و برائت و بیزاری از ناپاكان می‏شود. ((پلیدان تاریخ))، مؤسس ((ظلم و جور)) بودند و انتصاب خلافت و امامت و حیانی را به استهزا گرفتند. بنیان حكومت خویش را بر اساس ظلم و جور بنا كردند. و ستم‏های فراوانی به اهل بیت(ع) و شیعیان آنان، روا داشتند. ((وبالقائة ثّ‏ن اسّس اساس ذلك و بظ علیه بنیانه و جری ص ظلمه وجوره علیكم و عط اشیاعكم))؛ من برائت و بیزاری خود را از این جریان سه گانه كه به وسیله پلیدانِ شیطان صفت به وجود آمده است اعلام می‏دارم و تقرّب به خدا و سپس تقرّب به شما را می‏طلبم و دوستی شما و دوستی دوستان‏تان را جویا هستم. فرهنگ ((موالات))نمایانگر نشانه‏هایی است كه ما را به دین رهنمون می‏شود، و نیز عهده‏دارِ اصلاح تمامی حوزه‏های امور دنیوی ما است و مضامین و بیان مزبور در زیارت ((جامعه كبیره)) نوازشگر جان‏های عاشقان اهل بیت(ع) است: ((و ج‏والاتكم علّمنا الله معار دیننا و اصلح ما كان فسد من دنیانا))؛ در سایه موالات و دوستی متقابل شما پاكان هستی ، معالم دین - كه همان نشانه‏های رساننده به دین است - تعلیم می‏شود و تمامی فسادهای دنیوی را  - در شكل‏ها و نظام‏های مختلف آن اصلاح می‏گرداند. با این نگاه به موالات است كه ما نه تنهانیازمند؛ بلكه ناچار و مضطرّ به موالات با شما هستیم و از تمامی بیگانگان و اندیشه‏ها و جریان‏های غیر وابسته شما، خود را جدا می‏سازیم؛ كانون تلاش و كوشش ما، تنها در جهت بسطِ ((فرهنگ موالات)) با شما است. بااین نگاه آنچه مربوط به دشمنان شما و غیر ازشماباشد ، برنمی‏تابیم و برخود هیچ تسامح وتساهلی را روا نمی‏داریم بلكه با شدت تمام می‏تازیم و در این مسیر جان می‏بازیم. زیرا مجرای ((فیض)) الهی شمایید و در آستان شما ((فوز)) و ((نجات)) آشیانه گرفته است. و ((من أتیكم ت‏ی و من فارقكم ضلّ))، هر كس از شما جدا شود، گمراه می‏گردد و تمامی هستی‏اش گم می‏شود.  این همان ((خوض)) و به زمین فرو رفتن و در دل خاك گم شدن است. ((بولایتكم فاز الفائزون))، یعنی با ولایت شما پاكان هستی است كه می‏توان سر به آسمان عبودیت و قرب حقّ، سایید و جام ((قُرب حقّ)) و ((قُرب شما)) را یك جرعه سر كشید. این ادبیات موجود در متونِ دعایی (همانندِ زیارت جامعه و حدیث قدسی زیارت عاشورا) در جای جای وجود ما می‏خلد و دعوت حقّ را با فطرت انسان عجین می‏كند.
در این صورت، حال تحمّل دیگران را ندارم؛ مرا چه رسد به دشمنان شما كه ((رگ غیرت دینی))ام را از جا می‏كَند و هستی را بر من تنگ می‏كند. آری ما ((تولّی و تبرّی)) داریم و با خود دروغ نمی‏گوییم و با دیگران مزاح نمی‏كنیم ((و اتقرّب اض الله دّ الیكم ج‏والاتكم و موالاة ولیكم، وبالقائة من اعدائكم و الناصبغ لكم اگ‏رب، و بالقائة من اشیاعهم و أتباعهم، اصّ سلم ثن ساثكم و حرب ثن حاربكم وضّ ثن والاكم و عدوّ ثن عاداكم)). این سان ((فرهنگ عاشورا)) بر آسمان دل ما می‏بارد و گام به گام ما را به سمت و سوی فرهنگ سر سبز مهدوی روانه می‏سازد؛ و ما را در این معبر از ((نینوا)) تا ((انتظار)) همراهی می‏كند. ما باید از سرزمین گرم و خشك نینوا و دشت تفتیده وتكیده‏اش عبور كنیم و با كوله بار ((فرهنگ عاشورا)) ، اُفق ((انتظار)) را نشانه رویم و غزل‏هایمان را این گونه سر دهیم: ((السّلام عط ربیع الانام و نَ‏َةِ الاَیّام؛ سلام بر بهار مردم و خرّمی روزگاران)).[زیارت مهدی عج در مفاتیح‏]
((فأسأل الله الذی اكرمظ ج‏عرفتكم و معرفة اولیائكم و رزقظ القائة من اعدائكم ان پ‏علظ معكم ص الدنیا والاخرة)).
وقت درخواست از خداوند فرا رسیده است؛ خدایی كه معرفت شما و معرفت دوستان و اولیای شما را بر من كرامت فرموده و برائت و بیزاری جستن از اعدا و دشمنان شما را بر من روزی كرده است. در خواست و سؤال من این است كه خداوند، من را در دنیا و آخرت با شما ((پاكان و مطهران)) قرار بدهد. ((معیت و همراهی)) با شما در دنیا و آخرت، درخواست من است؛ زیرا پس از شناخت و معرفت از ((پاكان)) و ((پلیدان))، عشق و محبت من نمی‏تواند ((كور و سرگردان)) باشد و من جهت خود و سمت و سوی قرب و بُعد خود را می‏یابم و شكل می‏گیرم و از گم شدن خودم، رهایی می‏یابم . می‏خواهم ((وجودی سرشار)) و در حال ((زیاد)) شدن و ((فائز)) گشتن بیابم. این در صورتی ممكن است كه با ((پاكان آزاد)) از هر گونه پستی‏ها و زشتی‏ها همراه باشم و وجود خویش را ((وسعت و عمقی)) بالنده و رشد یابنده دهم. این حركت را هم نهایتی نیست و محدوده‏ای او را نمی‏تواند در حصار كشد؛ بلكه جهتی مستمرّ و بی نهایت را نشانه گرفته است. از این رو ((معیت و همراهی)) را در دنیا و آخرت و در ((ظرف بی حصار)) می‏طلبم.
((وَاَنْ یُثَبِّتَ ض عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ ص الدُّنیا والآخره))؛ درخواست دیگرم از خدا این است كه در دنیا و آخرت، ثبات مرا در پیشگاه شما ((پاكان)) عنایت فرماید؛ به گونه‏ای كه ثبات قدم صادقانه و حقیقی داشته باشم. در این ((معیت و همراهی)) با شما،افراد بسیاری بوده‏اند؛ ولی آن را درك نكرده‏اند و ثبات قدم صادقانه و حقیقی نداشته‏اند.
((وَاَسألُهُ اَنْ یُبَلِّغَظ اثَْقامَ الْ‏َْمُود لكم عند اللَّه))، و از خدا درخواست می‏كنم كه مرا به مقام پسندیده‏ای برساند كه در پیشگاه خداوند برای شما وجود دارد. ((و اَنْ یَرْزُقَظ طَلَبَ ثاری كم مَعَ اِمامٍ هدًی ناطِقٍ باگ‏قّ مِنْكُمْ))؛ در خواست می‏كنم به این كه خون‏خواهی شما را همراه با امام مهدی، رهبر و راهنمای ظاهر و گویای به حقّ از خود شما روزی‏ام گرداند.
پس از بصیرت یافتن، در دو حوزه ((دشمن‏شناسی)) و ((معرفت پاكان و اولیاء)) تعیین موضوع و شكل‏گیری ایمان (حبّ و بغض و سلام و لعن)؛ ((فرهنگ عاشورا)) به ما می‏آموزد كه از خداوند بخواهیم تا ((معیت و همراهی))؛ ((ثبات قدم صادقانه))؛  ((مقام محمود)) و ((خون‏خواهی ثار اللَّه همراه با امام مهدی)) را نصیب و بهره ما كند.
هم چنین بیان می‏كند كه نالایقان، چگونه حسین زهرا را در نینوا رها كردند و به طوفان ((كَربْ)) و ((بلا)) سپردند و دست از ((معیت)) او شستند و ((ثبات قدم صادقانه)) با وی نداشتند. نتیجه آن شد كه ((ثار اللَّه))، زمین را گلگون و زمان را شَفَق گون كرد. و در زیر سنگ‏ها اشك عبیط و خون تازه جاری شد. سیدالشهدا(ع) با یاران اندك ولی با وفایش، پرده جهالت و تحیّر ضلالت را از رُخ تاریخ كنار زد و مشعل راه‏یاب گیتی شد همان‏گونه كه سپاهیان امام حسین(ع) غربال شدند و تنها یاوران پاك، خالص و با وفای او باقی ماندند؛ یاران حضرت مهدی نیز غربال خواهند شد. در حدیثی از امام رضا (ع) آمده است: ((والله لا یكون ما جدون الیه اعینكم حط جحصّوا و جكّوا و حط لا یبط منكم الا الاَنْدر فالاَنْدر؛ به خدا قسم آنچه كه چشم به راه آن دارید انجام نپذیرد تا آن كه پاك شوید و تمییز یابید و تا آن كه نماند از شما مگر كمتر و باز كمتر)).(12)
امام باقر (ع) در پاسخ این سؤال كه فرج شما كی خواهد بود، فرمود: ((هشات، هشات لا یكون فرجنا حط تغربلوا، د تغربلوا، د تغربِلوا))، یعنی، فرج و ظهور حضرت اتفاق نمی‏افتد، مگر آن كه شیعیان به شدت در امتحان الهی شركت كنند)).(13)
و در حدیثی دیگر می‏فرمایید)):((... هشات، هشات لا یكون الذی جدّون الیه اعناقكم حط جحصوا، [هشات‏] و لا یكون الذی جّدون الیه اعناقكم حط جكّوا و لا یكون الذی جدّون الیه اعناقكم حط تغربلوا...؛
هرگز، هرگز، آنچه بدان گردن كشیده‏اید و چشم انتظار آن هستید( - قیام مهدی (ع)) انجام نخواهد گرفت تا آن كه ((پاك)) شوید و آنچه بدان گردن كشیده و منتظرش هستید، نخواهد شد تا آن كه ((تمییز)) گردید، و آنچه چشم براهش هستید و گردن بدان كشیده‏اید، نشدنی است تا اینكه غربال)) شوید (14)
همچنان باید مراقب احوال خود باشیم تا هجوم فتنه‏ها، شهوات و شبهات، رهزنی نكند و همچون مدعیانی نباشیم كه گفتند: ای حسین! به كوفه در آی كه ما سخت مشتاق دیدار و نصرت تو هستیم و همگان دیدیم كه چون یخ در مقابل دما و گرما، آب شدند و ذلیلانه به خانه هایشان خزیدند و یا سفره‏های چرب، آنان را دین فروش ساخت.
((انتظار))، آماده باش بودن است و آداب خود را می‏طلبد؛ از این رو دراحادیث آمده است: ((انتظار الفرج من اعظم الفرج؛ انتظار خود بزرگ‏ترین فرج است))(15) و ((انتظار الفرج من الفرج؛(16)انتظار جزئی از فرج می‏باشد)). زیرا منتظر در دوران انتظار مؤدب به آداب و ادبیات انتظار است و آن را تنها یك حالت نمی‏پندارد؛ بلكه می‏داند انتظار، برترین اعمال است. ((انتظار الفرج، افضل الاعأل)).(17) منتظر كسی است كه در حال آماده باش است. در روایتی آمده است ((...كمن كان ص فسطاط القاذ؛(18)هر كس كه منتظر قائم آل محمد باشد، همانند كسی است كه در خیمه جنگی حضرت در حال آماده باش است)) گفتنی است كه در زیارت، حضرت مهدی(عج) نیز مانند امام حسین(ع) ((وتر موتور)) نامیده شده است از این رو شخص منتظر، از فرهنگ عاشورا می‏آموزد كه و زمینه سازان قدرت ظلم و جور، از طریق فتنه، شبهات و شهوات، چگونه مردم آن عصر را رصد كرده و سالار شهیدان را تنها گذاشتند در نتیجه تصمیم می‏گیرد كه مبادا همانند آن نامروتان، ((مهدی زهرا)) را تنها بگذارد و اسیر فریب‏های زمینه‏سازان قدرت دشمن اهل بیت شود: ((اللهم لا پعلظ من خیء آل تمد؛ پروردگارا مرا از دشمنان آل محمد قرار نده)).
زمینه سازان و مقدمه‏چینان قدرت ظلم و جور، به خوبی از شیطان آموخته‏اند كه حوزه‏های وجودی آدمی را، چگونه در معرض شهوات قرار بدهند و به اعتیاد و عادت برسانند و پس از آن شبهات را نصب و علم كنند كه در این صورت به خوبی نقشه آنان جواب می‏دهد. حضرت سجاد(ع) این شگرد شیطان را در ((صحیفه سجّادیه)) افشا می‏كند: ((یتعرض لنا باللاك‏وات و ینصب لنا بالششات)).(19)
امام حسین(ع) فرمود: ((له غیبة یرتد فشا اقوام و یثبت عط الدین فشا آخرون فیؤذَون و یقال اًم مط هذا الوعد ان كنژ صادقغ؛ اما ان الصابر ص غیبته عط الأذی و التكذیب ج‏ك‏لة اگاهد بالسیف بغ یدی رسول الله))؛(20) برای امام مهدی (عج) غیبتی است. در این غیبت برخی از دین بر می‏گردند و برخی ثابت قدم می‏مانند. هر كه در این غیبت صبر كند و بر مشكلاتی كه از سوی دشمنان ایجاد می‏شود و بر ایجاد شبهاتی از این قبیل كه اگر شما راست می‏گویید وعده ظهور كی خواهد بود؟ استقامت كند، به قدری از اجر خداوند بهره‏مند می‏گردد كه انگار در كنار پیامبر با شمشیر بر دشمنان جنگیده است)).
شیاطین و زمینه سازان قدرت ظلم و جور، با ترفندهای گوناگون و جاذبه‏دار در صدد رهزنی یاران حضرت ولی عصر(عج) خواهند بود. باید بر انواع اذیت‏ها، آزارها، تكذیب‏ها، فتنه گری‏ها و شبهه افكنی‏ها صبر و استقامت داشت. دشمنان می‏خواهند كه حضرتش برای همیشه ((وتر موتور)) و تنها گذاشته شود. آنان طرح و نیت‏هایی دارند:
با آن حضرت عداوت‏ها و دشمنی‏ها دارند.
((اللهم اذلّ كلّ من ناواه؛ خدایا هر كه نیت بدی نسبت به او دارد، ذلیل گردان)).
و ((و اهلك كل من عاداه؛ خدایا همه دشمنان او را هلاك گردان)).آنان برای او
و مكر و كیدهایی در نظر دارند: ((وامكر ثن كاده؛ خدایا با كسانی كه برای [مهدی‏]مكر و كید می‏كنند، خودت مكر بفرما)).
منكرحقّ و حقانیت حضرت می‏باشند: ((واستأصل من جحده حق؛ خدایا ریشه كن فرما كسی را كه منكر حقانیتش می‏باشد)).
و امرش را سبك می‏شمارند: ((واسش‏ان بامره؛ خدایا! كسی كه امر حضرت صاحب را سبك بشمارد ریشه كن فرما)).
سعی و تلاش دارند كه نورش را خاموش سازند: ((و سعی ص اطفاء نوره))
و می‏خواهند كه ذكر و یاد مهدی را به دست فراموشی بسپارند: ((و اراد اچاد ذكره)).(21)
آنان همچنان كه سالار شهیدان را با انواع طرح‏ها، تنها و بی یاور ساختند؛ می‏خواهند امام عصر(عج) نیز تنها و بی‏یاور بماند. نباید دل خوش داشت كه ما دغدغه غیبت و آرزوی ظهورش را داریم؛ زیرا بسیاری برای امام حسین(ع) نامه دعوت نوشتند و خیلی از او یاد كردند؛ اما در موقع نیاز، آن حضرت را تنها گذاشتند!
امام صادق (ع) می‏فرماید: ((اذا خرج القاذ خرج من هذا الامر من كان یری انه من اهله و دخل فیه شبه عبدة الشمس و القمر؛ چون قائم قیام كند، كسی كه خود را اهل این امر می‏پنداشته است، از این امر بیرون می‏روند، در مقابل، افرادی مانند خورشید پرستان و ماه پرستان، به آن می‏پیوندند)).(22)
پس((انتظار))(23) ثبات قدم می‏خواهد: ((ثبتنا عط مشایعته(24)؛خدایا ما را بر دنباله روی و شیعه بودنش، ثابت قدم بدار)) مگر نه این است كه دشمنان امام حسین(ع) سابقه‏های ویژه‏ای داشتند و از خواص بودند؟!
آری ((نینوا)) معارف و عبرت‏ها را بر ما تمام كرده و اتمام حجت نموده است. باید از خدا بخواهیم كه: ((و ثبت ض قدم صدق عندك مع اگ‏سغ و اصحاب اگ‏سغ الذین بذلوا مهجهم دون اگ‏سغ(ع))).(25) ثبات قدم صادقانه و با حسین بودن را و همانند اصحاب حسین بودن را باید بخواهیم تا این كه این جریان ادامه یابد و در ركاب فرزندش مهدی موعود جزء خون خواهان ثار الله باشیم و این گونه نینوا را معبر انتظار سازیم.


----------------------
پی‏نوشت‏ها:
1) زیارت عاشورا.
2) مستدرك الوسائل، ج 1، ص 218.
3) زیارت اربعین امام حسین(ع)
4) زیارت عاشورا.
5) سوره والعصر
6) بحار الانوار، ج 52، ص 135، ح 39.
7) وتر موتور؛ هم در خصوص امام حسین(ع)، و هم در خصوص حضرت مهدی در زیارات آمده است؛ و آن به معنای تنهایِ تنها گذاشته شده می‏باشد.
8) دعای ندبه.
9) موسوعة امام حسین، ص 667.
10) بحار، ج 52، ص 122.
11) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، المحرم و شرح زیارةالحسین(ع)، ص 713 و 714، مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا.
12) كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 208،  ح 15.
13) تاریخ عصر غیبت، ص 71؛ بحارالانوار ج 52، ص 133.
14) كتاب الغیبه، شیخ طوسی، همان، ص 208، ح 16.
15) بحار الانوار، ج 52.
16) همان.
17) همان. بحار ج‏52
18) بحار ج 52
19) صحیفه سجادیه، دعای 25، دعای در  حقّ اولاد.
20) تاریخ عصر غیبت، پورسید آقایی، ص 271؛ بحار الانوار، ج 51، ص 133.
21) در اعمال روز جمعه، مفاتیح.
22) مجله انتظار، ص 158، غیبت نعمانی، ص 424.
23) مجله انتظار، ص 158، غیبت نعمانی، ص 424 .
24) دعا در غیبت امام زمان علیه السلام.
25) زیارت عاشورا.

نوع مطلب : انتظار منتظر است، 
برچسب ها : امام حسین، محرم، کربلا عاشورا،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی