تبلیغات
آخرالزمان شناسی - در محضر امام علی النقی علیه السلام
 
آخرالزمان شناسی
گذر از گذرگاه فتنه های آخرالزمان با بصیرت و آگاهی، با توکل به الله و تحت امر ولایت
درباره وبلاگ


مدتی است بیابانگرد صحرای توام. مولا دیگر بس است این همه سرگردانی در کویر تقدیر، انتظار اندوه غروب پیر جمعه سال هاست که نجوای اللهم عجل لولیک الفرج را در کوهسار دلم می پیچاند، عطر نرگس یادتو در کوچه پس کوچه های دلم، دل می برد، دیگر بیا،بیا و میهمان سفره درویشانه ام در این میکده عشق باش.
روزی است اندر این شب نهفته است
مرغی است به سان کبک خفته است
خفتگی بس همگی گوش دهید
این اذان از دل بیدار شکفته است
(شعر از خودم)

مدیر وبلاگ : تنها313
نویسندگان

کتاب ارزشمند و گرانسنگ بحارالانوار تالیف علامه کم نظیر محمد باقر مجلسی (ره)، گنجینه ای از آثار حدیثی شیعه است که از متون و منابع کهن اسلامی گرفته شده است. این مجموعه که با چاپ امروزی 110 جلد دارد جلد پنجاهم آن به زندگی سه امام معصوم یعنی امام جواد و امام هادی و امام عسکری علیهم السلام اختصاص دارد.

یکصد و بیست صفحه از این جلد (صص113-123) مربوط به تاریخ و سیره امام علی النقی علیه السلام است که این بخش به صورت مستقل و با ترجمه جناب آقای موسی خسروی توسط انتشارات اسلامیه به زینت طبه آراسته و در اختیار فارسی زبانان ارادتمند به آن امام والا مقام قرار گرفته است.

مختصری درباره دهمین امام

امام علی النقی علیه السلام در نیمه ماه ذیحجه سال 212 در جایى بنام «صریا» در نزدیكى شهر مدینه به دنیا آمد.[1] هشت سال و پنج ماه داشتند که پدر بزرگوارشان امام جواد علیه السلام به شهادت رسید و آن حضرت به منصب کبرای امامت رسیدند. سیزده سال از عمر شریفش گذشته بود که به اجبار متوکل مدینه را ترک و در شهر سامرا مستقر شدند و تا آخر عمر پربرکتشان در آنجا بودند. سرانجام امام هادی علیه السلام پس از 33 سال امامت و هدایت خلق خدا در سوم رجب سال 254 در حالیکه حدود 42 سال داشتند به زهر جفا مسموم شده و به شهادت رسیدند و در خانه خود که اکنون مرقد شریفش برپاست به خاک سپرده شدند.

 

نام، کنیه و القاب نورانی

نام آن حضرت را علی و کنیه اش را ابوالحسن نهادند. برخی از القابی که برای آن حضرت برشمرده اند عبارتند از:. نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، طیب، متوکل و عسکری[2]

برخی به غلط گمان می کنند که چون رسول خدا و امامان معصوم علیهم السلام عرب هستند و به زبان عربی سخن می گفته اند پس حوزه رسالت و هدایت آنها عربها هستند. غافل از این که حوزه رسالت پیامبر خدا و به تبع ایشان، محدوده امامت و هدایت امامان معصوم علیهم السلام فراتر از زمانها و زمینهای مربوط به قوم عرب است

اما چرا به امام هادی علیه السلام و فرزندش امام حسن علیه السلام ، عسکری می گویند؟

شیخ صدوق (ره) می نویسد: اساتید ما می گفتند نام محله ای که امام هادی علیه السلام و فرزندشان امام حسن علیه السلام در آنجا سکونت داشتند عسکر نام داشت و به همین دلیل به هر یک از آن دو امام عسکری (منسوب به عسکر) گفته می شد.[3]

 

امامت امام هدایت

صَقْرِ بْنِ دُلَف می گوید: از امام جواد علیه السلام شنیدم که فرمود: «إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی ابْنِی عَلِیٌّ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ الْإِمَامَةُ بَعْدَهُ فِی ابْنِهِ الْحَسَن‏ ؛ تردید نداشته باشید که امام بعد از من پسرم علی است؛ دستور او دستور من و کلام او کلام من است و پیروی از او پیروی از من است و بعد از امر امامت در پسرش حسن استقرار می یابد.»

شیخ مفید، این دانشمند کم نظیر، بعد از ذکر چند روایت درباره امامت امام هادی علیه السلام می نویسد:

«و اخبار و روایات در این باره بسیار فراوان است که اگر بخواهیم همه آنها را ذکر کنیم بحث به درازا می کشد».[4]

 

کراماتی خواندنی

سفارش غیرمستقیم

شخصی به نام المنصوری از پدر عموی خود نقل می کند:

امام هادی

روزى خدمت امام هادى علیه السلام رسیده عرض كردم: آقای من! این مرد (متوکل) مرا اخراج و درآمدم را قطع کرده و با این کار باعث رنجش من شده است و او این کار را بعد از آن کرده که فهمیده من از ارادتمندان شمایم. اگر شما از او بخواهید که طلبم را پس دهد یقین دارم که قبول خواهد كرد.

امام فرمود: كارت درست خواهد شد إن شاء اللَّه.

شبانگاه دیدم فرستاده های متوکل یکی پس از دیگری می آیند و مرا نزد او فرا می خوانند. پیش او رفتم. فتح بن خاقان (پیشکار متوکل) جلوی در ایستاده بود، تا مرا دید گفت: مرد! مگر به خانه ات چسبیده ای؟!  متوكل پشت سر هم از من سراغ تو را می گیرد. وارد شدم ؛ متوكل روى رختخواب خود نشسته بود. به من گفت: اباموسى! ما تو را فراموش كرده‏ایم تو هم خودی به ما نشان نمی دهی! ببینم چقدر از ما طلب دارى؟ گفتم: فلان مقدار. دستور داد دو برابر آن را به من بدهند.

از فتح بن خاقان پرسیدم: امام على النقى علیه السلام اینجا تشریف آوردند؟ گفت: نه. پرسیدم نامه‏اى فرستادند؟ گفت: نه. در حال برگشتن بودم که فتح بن خاقان به دنبالم آمد و گفت: من می دانم که تو از آن جناب تقاضا كرده‏اى برایت دعا كند از ایشان درخواست کن تا برای من هم دعا کند.

وقتى خدمت امام علیه السلام رسیدم، تا چشمش به من افتاد فرمود: اباموسى! از چهره‏ات پیداست خوشحالى و راضى هستى. عرض كردم: به بركت شما بله! ولى می گفتند شما آنجا تشریف نبرده‏اید و از متوكل تقاضائى نکردیده اید.

فرمود: خداوند می داند كه ما در گرفتاریها به غیر او پناه نمی بریم و در پیشامدهاى سخت، جز بر او توكل نمی کنیم؛ هر وقت هم که درخواست كرده‏ایم ما را رد نكرده است. ترس ما این است که مبادا از این رویه دست برداریم که اگر اینگونه شد خداوند نیز رفتار خود را تغییر خواهد داد.

دعا

التماس دعای فتح بن خاقان را به عرض حضرت رساندم. فرمود: او در ظاهر ما را دوست دارد ولى در باطن مخالف ماست؛ دعا نیز تابع نیت و قلب شخص است.

بعد امام فرمود:

وقتی خدا را خالصانه اطاعت کردی و معترف به نبوت رسول خدا و حقوق ما خانواده پیامبر بودی آنگاه اگر چیزى از خدا بخواهى هرگز ناامیدت نخواهد كرد.

عرض كردم: آقای من! آن دعای اختصاصی خودتان را به من بیاموزید. فرمود: من بسیار این دعا را خوانده‏ام و از خداوند درخواست كرده‏ام كه هر كس پس از من این دعا را در حرمم بخواند او را مأیوس نكند؛ آن دعا این است:

« یَا عُدَّتِی عِنْدَ الْعُدَدِ وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدُ وَ یَا كَهْفِی وَ السَّنَدُ وَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ أَحَداً أَنْ تُصَلِّیَ عَلَیْهِمْ وَ تَفْعَلَ بِی‏... که در اینجا حاجت خود را به زبان آورد.[5]

چند نکته که از این روایت استفاده می شود:

1.       امام معصوم به اذن الهی عالم به باطن افراد هستند و دوستان و شیعیان خود را از غیر آنها می شناسند.

2.       ادعای دوستی و پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام وقتی کارساز است که به واقع و از درون باشد؛ ادعای زبانی تنها، آخرت را آباد نمی کند.

3.       اخلاص در بندگی خدا و اعتقاد به رسالت پیامبر اکرم  و نیز امامت ائمه معصومین علیهم السلام از شرایطی است که در صورت وجود دعا مستجاب است. 

فرمود: خداوند می داند كه ما در گرفتاریها به غیر او پناه نمی بریم و در پیشامدهاى سخت، جز بر او توكل نمی کنیم؛ هر وقت هم که درخواست كرده‏ایم ما را رد نكرده است. ترس ما این است که مبادا از این رویه دست برداریم که اگر اینگونه شد خداوند نیز رفتار خود را تغییر خواهد داد

هر چه امام بگوید عین واقعیت است

أَبی علیِّ بنِ راشِد نقل می کند:

مقدارى مال نزد من آوردند. قبل از اینكه من نامه‏ها (فهرست اجناس) را بررسی کنم پیكى از طرف امام علیه السّلام آمد كه آنها را خدمت ایشان بفرستم پیغام هم داده بود كه فلان دفتر را نیز بفرست.

در منزل من ابدا دفترى وجود نداشت با این که احتمال وجود آن دفتر را در منزلم نمی دادم؛ ولى می دانستم كه امام هر چه بفرماید یك واقعیت است بنابراین شروع کردم به جستجو برای یافتن آن؛ اما چیزى نیافتم؛. همین كه پیك امام آماده برگشتن شد گفتم: بایست! بعضی از بارها را گشودم دفترى به چشمم خورد كه تا آن لحظه از آن اطلاعى نداشتم دفتر را هم خدمت آن جناب فرستادم.[6]

نکته:

همیشه به یاد داشته باشیم سخنی که ثابت شد از امام معصوم است بیان واقعیت است و اگر اشکال و اشتباهی در آن به نظر می آید این نقص در علم و درک ماست. به عبارت دیگر اشکال از سوی ماست نه از آن سو.

امام به زبان فارسی سخن گفت

على بن مهزیار که اهل ایران و فارس زبان است نقل می کند: خدمت حضرت هادى علیه السّلام رسیدم قبل از اینكه من لب به سخن بگشایم آن جناب به زبان فارسى با من صحبت كرد.[7]

نکته:

برخی به غلط گمان می کنند که چون رسول خدا و امامان معصوم علیهم السلام عرب هستند و به زبان عربی سخن می گفته اند پس حوزه رسالت و هدایت آنها عربها هستند. غافل از این که حوزه رسالت پیامبر خدا و به تبع ایشان، محدوده امامت و هدایت امامان معصوم علیهم السلام فراتر از زمانها و زمینهای مربوط به قوم عرب است. آنها مامورند تا نوع بشر را تا قیامت هدایت کرده و راهنمایی کنند. کراماتی از این دست، نشان از محصور و مخصوص نبودن حوزه رسالت و امامت در عربها و در همان مقطع زمانی خاص است.

 

پی نوشت:

1.       الارشاد، ج2، باب 27. منابعی مانند مصباح کفعمی، 2/599، مصباح المجتهد، 737 و مناقب ابن شهرآشوب، 4/227 ، روز دوم رجب سال دویست و چهارده را روز ولادت آن حضرت ذکر کرده اند.

2.       مناقب آل أبی طالب، ج 4 ، ص 401 .

3.       معانی الأخبار، ص 65 .

4.       الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص، 300.

5.       امالی شیخ طوسی، ص 285.

6.       بصائرالدرجات، ج1 ، ص249.

7.       همان، ص333.



نوع مطلب : انتظار منتظر است، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی